Mobile menu

Translation glossary: Dictionary of Economics and Related Diciplines

Creator:
Filter
Showing entries 1-50 of 41,653
Next »
( To The Order of Bank X)پشت نویسی بنام بانک باز کننده
Da Inglese a Persiano (farsi)
( To The Order Of Consignee )ظهر نویسی بنام شخص
Da Inglese a Persiano (farsi)
(C and F) Cost and Freightسی اند اف – قیمت کالا به اضافه کرایه حمل آن تا مقصد بدون بیمه دریایی
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Due to(prepبه دلیل
Da Inglese a Persiano (farsi)
(finish no earlier than) FNETالزام این است که کار در راس یا بعد از تاریخ معین تمام شود و زودتر از آن مقدور نیست
Da Inglese a Persiano (farsi)
(finish no later than) NLTFالزام این است که کار در راس یا قبل از تاریخ معین تمام شود و دیرتر از آن مقدور نیست.
Da Inglese a Persiano (farsi)
(finish to finish) FFدر این موارد لازم است دو کار همزمان با هم و یا با فاصله معین خاتمه یابند.
Da Inglese a Persiano (farsi)
(finish to start) FSدر این موارد کار دوم نمیتواند قبل از پایان کار اول شروع شود و باید با فاصله زمانی مشخص از پایان کار اول و در بهترین حالت بلافاصله بعد از خاتمه کار اول آغاز شود.
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Human resource management(HRMمدیریت منابع انسانی
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Least preferred co­worker (LPCشاخص کمترین همکار ترجیحی
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Line of business (LOBخط شغلی
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Management by Objectives(MBOمدیریت بر مبنای هدف
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Materials-requirements planning (MRPبرنامه ریزی مواد
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Mushroom(vبه سرعت ایجاد کردن
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Organizational development (ODتوسعه سازمانی
Da Inglese a Persiano (farsi)
(Product Life Cycle (PLCچرخه حیات محصول
Da Inglese a Persiano (farsi)
(project management office) PMOدفتر مدیریت پروژه
Da Inglese a Persiano (farsi)
(project network diagram) PND\"نمودار شبکه ایی پروژه، نقشه سیال کاری است که باید انجام شود.\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
(schedule performance index) SPI\"شاخص عملکرد جدول زمانبندی، با اثر بخشی کار متبط است و هرچه میزان آن به 1 نزدیکتر باشد بهتر است\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
(start no earlier than) SNETبه این مفهوم است که شروع کار را به یک تاریخ معین یا بعد از آن تاریخ مکلف کرده اید و زودتر از آن مقدور نیست. یک الزام نیمه انعطافی است
Da Inglese a Persiano (farsi)
(start no later than) SNLTبه این مفهوم است که لازمه آن شروع کار تا درست قبل از تاریخ تعریف شده است و دیرتر از آن مقدور نیست. یک الزام نیمه انعطافی است.
Da Inglese a Persiano (farsi)
(start to finish) SF\"در کارهایی که رابطه sf دارند که بسیار نادر هم هست، کار اول شروع نمیشود مگر اینکه کار دوم تمام شده باشد.\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
(start to start) SSکارهایی که رابطه ssدارند میتوانند باهم آغاز شوند ولی لازم نیست با هم تمام شوند.
Da Inglese a Persiano (farsi)
(time or task) float\"شناور. زمان یا کاری است که میتواند بدون آنکه سبب تاخیر زمان تکمیل پروژه گردد، وفقه داشته باشد.\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
... Carried forward….نقل از
Da Inglese a Persiano (farsi)
15 gonضلعی 15
Da Inglese a Persiano (farsi)
5 Whysچراهای پنجگانه
Da Inglese a Persiano (farsi)
a\"رقم 10 در مبنای شانزده، اولین حرف الفبای انگلیسی\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
a banking perspectiveاز دیدگاه بانک
Da Inglese a Persiano (farsi)
a behavioral approachرویکرد / دیدگاه رفتاری
Da Inglese a Persiano (farsi)
a corporate bond interest rateنرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
Da Inglese a Persiano (farsi)
a cross ba ضربدر b
Da Inglese a Persiano (farsi)
a cultured\"فرهیخته، فرهنگ پذیر\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
a descriptive approachرویکرد/ روش توصیفی
Da Inglese a Persiano (farsi)
a first degree vertexیک رأس درجه یک
Da Inglese a Persiano (farsi)
a formula approachروش مبتنی بر فرمول
Da Inglese a Persiano (farsi)
a fortioriبه طریق اولی
Da Inglese a Persiano (farsi)
a historical perspectiveدیدگاه تاریخی
Da Inglese a Persiano (farsi)
a legal approachرویکرد/ دیدگاه قانونی
Da Inglese a Persiano (farsi)
A module\"قطعه، مدول\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
A module of finite type Aمدول متناهیا تولید شده A-مدول از نوع متناهی
Da Inglese a Persiano (farsi)
a posteriori\"پسین، پس از تجربه، بعدی، از قبل\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
a posteriori probabilityاحتمال پسین
Da Inglese a Persiano (farsi)
a posteriori propositionقضیه بعدی
Da Inglese a Persiano (farsi)
a precedes ba قبل از b است
Da Inglese a Persiano (farsi)
a prioriپیشین
Da Inglese a Persiano (farsi)
a priori\"پیشین، مقدم بر تجربه، از پیش، از راه قیاس\"
Da Inglese a Persiano (farsi)
a priori distributionتوزیع پیشین
Da Inglese a Persiano (farsi)
a priori estimateبرآورد پیشین
Da Inglese a Persiano (farsi)
a priori probabilityاحتمال پیشین
Da Inglese a Persiano (farsi)
Next »

All of ProZ.com
  • All of ProZ.com
  • Cerca un termine
  • Lavori